چه تخفیف ها داده

»همى گويم و گفته ام بارها » كه اين گونه فِر می خورد كارها
نه مأمورها بر سرِ پُست ها نه مسئو لها بر سرِ كارها
يكى می دَود از پىِ رأی ها يكى رفته دنبال بيكارها
يكى اين طرف فكر اميّدها يكى آن طرف داغِ تكرارها
در اين بين يك دكترى نيز هست كند خويشتن را چو سردارها
كند شهردارى به سبكى كه من فروماندم از حكمتش بارها
نشانده به هر باغ ، بس بر ج ها بريده ز هر بوستان، دارها
نه پرسيده حالى ز كوه و ز دشت نه بنهاده وقعى به گلزارها
چه تخفيف ها داده بر دوستان چه تكريم ها كرده از يارها
چه تكذيب ها كرده بسيارها چه بسيارها كرده انكارها
ندانست كاندر چُنين راه سخت به پايش خَلَد لاجرم خارها
دوبار آمد و حاصلى بَر نشد چه بنموده هربار، اصرارها
بسا ابلهانش تَعَنُّت كنند اگر نشنود پند هُشيارها...
شعر: علی هدیه لو
تصویر: سعید شعبانی
طنز نیمروز



