دلار حبابی


پ.ن. هیچ کدام از اعداد درون متن واقعی نیستند!

همیشه وقتی به خیابان سپه اصفهان که پاتوق دلارفروشان است می‏روم، طبق عادت قیمت همه‏ ارزهای خارجی، بویژه دلار را می‏پرسم. آن روز از دو نفر اول که پرسیدم، دیدم ده تومان تفاوت قیمت دارند، برای همین از دو نفر دیگر هم پرسیدم. یک‌مرتبه نفر اولی دوباره سر راهم سبز شد و گفت: «نکنه دلار گرون شده و ما خبر نداریم؟ اصلاً اون قیمتی که بهت گفتم 100 تومن بذار روش» نفر دوم هم آمد و گفت: «من از همون اولم شک کردم بهت که چهرتو شبیه آدم بدبختا کردی و قیمت می‏پرسی که همه دلارای مارو ارزون بخری و بعد بری خودت چند برابر بفروشی؟ حالا که همچین شد هزار تومن بذار روش» نفر سوم از پشت سر یقه‏ پیراهنم را کشید و گفت: «مردک نون زن و بچه ما به تو رواست؟ حالا که همچین شد دو تومن بالاتر». خواستم تا قیمت دلار از این بالاتر نرفته فرار کنم که نفر چهارم برایم پا گرفت و با مخ به زمین خوردم و گفت: «مادرنزاییده کسی بتونه مال منو بخوره، یا میگی قیمت واقعی دلار چند یا سه تومن میذارم روش» دیگر هیچ توانی برای فرار نداشتم. شنیده بودم قیمت دلار حباب است ولی فکرش را نمی‏کردم حبابش آنقدر کلفت و سنگین باشد. خلاصه تا شب حبابشان را توی حلقم کردند و قیمت دلار به‌صورت سرسام‌آوری گران شد. البته برای من هیچ‏وقت گران شدن دلار و بنزین تأثیر منفی نداشته است، چون قبلاً که دلار هزار تومان بود نمی‏توانستم هیچ غلطی کنم، حالا هم که گران شده نمی‏توانم هیچ غلطی بکنم و در هر دو حالت گرانی و ارزانی بنزین، من فقط 5 هزار تومان بنزین توی موتورم می‏ریختم. همه‏ اینها را گفتم تا بدانید اگر دلار گران شده تقصیر من بوده و هیچ مسئولی مقصر این افزایش قیمت ارز نیست. پس تا من سری به بازار سکه می‏زنم شما هم سعی کنید نگاهتان را به دلار تغییر دهید.


کارتونیست: پیام پورفلاح

متن طنز: داود نجفی

مجله طنز نیمروز

ارسال نظر

عکس خوانده نمی‌شود