به یاد قربانیان فاجعه سانچی
16 دی ماه سالگرد وقوع فاجعه نفتکش سانچی است و 6 سال از قربانی شدن سرنشینان آن گذشته است...

طراح: صبا صیاد

طراح: عمران عبداللهی
مجله طنز نیمروز
16 دی ماه سالگرد وقوع فاجعه نفتکش سانچی است و 6 سال از قربانی شدن سرنشینان آن گذشته است...

طراح: صبا صیاد

طراح: عمران عبداللهی
مجله طنز نیمروز

انسان هایی هستیم که تمام تلاشمان را می کنیم برای زیستن و ادامه دادن به حیات در شرایط نابسامان محیط زیستی کنونی! بلکه روزی برسد و مسئولین تکانی به خود دهند و چاره ای بیندیشند...
کارتونیست: ریحانه کریمیان
مجله طنز نیمروز

اگر بیشتر به فکری به حال آلودگی هوا می کردیم، دست از سوزاندن سوخت های فسیلی بر می داشتیم و استفاده از سوخت های پاک و تجدیدپذیر را در اولویت قرار می دادیم؛ عزرائیل آنقدر در کمین می نشست که زیر پایش علف سبز می شد نه اینکه آنقدر سرگرم فعالیت باشد که فرصت سرخاراندن هم نداشته باشد!
کارتونیست: هانیه سادات اخوت
مجله طنز نیمروز

پ.ن. هیچ کدام از اعداد درون متن واقعی نیستند!
همیشه وقتی به خیابان سپه اصفهان که پاتوق دلارفروشان است میروم، طبق عادت قیمت همه ارزهای خارجی، بویژه دلار را میپرسم. آن روز از دو نفر اول که پرسیدم، دیدم ده تومان تفاوت قیمت دارند، برای همین از دو نفر دیگر هم پرسیدم. یکمرتبه نفر اولی دوباره سر راهم سبز شد و گفت: «نکنه دلار گرون شده و ما خبر نداریم؟ اصلاً اون قیمتی که بهت گفتم 100 تومن بذار روش» نفر دوم هم آمد و گفت: «من از همون اولم شک کردم بهت که چهرتو شبیه آدم بدبختا کردی و قیمت میپرسی که همه دلارای مارو ارزون بخری و بعد بری خودت چند برابر بفروشی؟ حالا که همچین شد هزار تومن بذار روش» نفر سوم از پشت سر یقه پیراهنم را کشید و گفت: «مردک نون زن و بچه ما به تو رواست؟ حالا که همچین شد دو تومن بالاتر». خواستم تا قیمت دلار از این بالاتر نرفته فرار کنم که نفر چهارم برایم پا گرفت و با مخ به زمین خوردم و گفت: «مادرنزاییده کسی بتونه مال منو بخوره، یا میگی قیمت واقعی دلار چند یا سه تومن میذارم روش» دیگر هیچ توانی برای فرار نداشتم. شنیده بودم قیمت دلار حباب است ولی فکرش را نمیکردم حبابش آنقدر کلفت و سنگین باشد. خلاصه تا شب حبابشان را توی حلقم کردند و قیمت دلار بهصورت سرسامآوری گران شد. البته برای من هیچوقت گران شدن دلار و بنزین تأثیر منفی نداشته است، چون قبلاً که دلار هزار تومان بود نمیتوانستم هیچ غلطی کنم، حالا هم که گران شده نمیتوانم هیچ غلطی بکنم و در هر دو حالت گرانی و ارزانی بنزین، من فقط 5 هزار تومان بنزین توی موتورم میریختم. همه اینها را گفتم تا بدانید اگر دلار گران شده تقصیر من بوده و هیچ مسئولی مقصر این افزایش قیمت ارز نیست. پس تا من سری به بازار سکه میزنم شما هم سعی کنید نگاهتان را به دلار تغییر دهید.
افزایش افسارگسیخته ی قیمت دلار و وجود گرانی در جامعه، کمر قشر متوسط و ضعیف جامعه را می شکند!

کارتونیست: مجتبی حیدرپناه
نشریه الکترونیکی طنز خطشه
مجله طنز نیمروز
حرکت سبز سلامتی به دنبال هوای پاک شهرها پس از بارش های اوایل زمستان
کارتونیست: رسول رنجبر
مجله طنز نیمروز
به بهانه رفتار ناپسندیده تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، در برنامه زنده تلویزیونی!

کاریکاتوریست: وحید شریفی
مجله طنز نیمروز
مجموع مخارج شب یلدامان پول شکلات بابک زنجانیست!

شاعر: محمود سلطانی
تصویرگر: سعید شعبانی
مجله طنز نیمروز
باز هم دیو آلودگی برخواست و مدارس تعطیل شد!

بالآخره مسئولین خَدومِ ملتِ همیشهدرصحنه به این نتیجه رسیدهاند که مدارس را، در دورۀ اوج آلودگی هوا در پاییز و زمستان، تعطیل کرده و سال تحصیلی را از وسط تابستان شروع کنند. که خب، از همینجا، لازم است در راستای حمایت از این تصمیم داهیانه و تعجب از این همه داهیانه رفتار کردن مسئولان، خودمان را جر بدهیم.
اما از اینها گذشته، به نظر ما، واقعا تصمیم بهجا و سنجیدهای است. بالآخره که نمیشود همیشه روزهای آخر شهریور رفت شمال. این دفعه، در تعطیلات پاییز و زمستان هم میتوانیم مرگومیر در جادههای شمال را تجربه کنیم.
اصلا، این تعطیلات دوماهه میتواند حکم نیمفصل نقلوانتقالات مدارس را داشته باشد که اگر دانشآموزی خیلی درجهیک بود، ترنسفر کنند و بهجایش حقوق عقبافتادۀ حقالتدریسیها را بدهند، یا دانشآموزان ضعیف را در لیست مازاد بگذارند، یا حتی غیرانتفاعیها میتوانند، دانشآموزان المپیادیشان را ترانسفر کنند و با پولش حالوحول کنند. فقط، در این میان باید حواسشان به دلالهای بچهخوار باشد.
از همۀ این مباحث فرهنگی-تفریحی که بگذریم، خداوکیلی، مدرسه رفتن در اوج سرما با آن همه برف و یخبندان و نوک انگشتان پا و گوش و دماغِ یخکرده و ضربۀ همکلاسی از پشت سر و زمین خوردن روی یخ و هزار جور سراغ خانواده و نوامیس طرف را گرفتن، به هیچ نمیارزد. البته، از پشت اشاره میکنند که دورۀ ما اینجور بوده و الان، نوگلان خندان باغ زندگی با سرویس به مدرسه تشریف فرما میشوند و از شوخیهای خرکی هم دیگر خبری نیست.
البته از دریچۀ علم هم که به بحث ورود کنیم، میفهمیم که مسئولان عزیز بهاتفاق محققان بومی و خودساختهای که در زیرزمین خانهشان اورانیم غنی میکنند، به این نتیجه رسیده اند که هر جنبندهای غیر از دانشآموزان دورۀ ابتدایی در کنارِ شُش، دودشُش هم دارند و آلودگی هوا را به راحتی تحمل میکنند و حتی دیده شده که دیاکسیدکربن تنفس میکنند و بهجایِ متان، اکسیژن پس میدهند.
بههرحال که بعد از این همه سخنرانی، هنوز نتوانستهایم درک کنیم که چرا و چگونه مسئولان جانبرکف ما اینگونه به این تصمیم شگرف رسیدند که فصل آلودگی هوا را دور بزنند تا از این به بعد، بهجایِ پاییز و زمستان آلوده، تابستان آلودهتری هم داشته باشیم. که جا دارد، از همینجا، بابت رعایت عدالت بین فصلها باز هم خودمان را جر بدهیم.
کارتونیست: محمد حمزه ای
متن طنز: علیرضا لقمانی
نشریه الکترونیکی طنز خطشه
مجله طنز نیمروز
گاهی اوضاع چنان پیچیده می شود، جامعه چنان دوقطبی می گردد و گوش شنوا کَر، که خشک و تَر همه با هم پَرپَر می شوند!
و این چه غم انگیز است چراکه همه فرزندان یک وطن اند...

کارتونیست: مجتبی حیدرپناه
مجله طنز نیمروز